الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
505
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
كذّاب يمامه ، كمى پيش از سال دهم هجرى آشكار گرديد . « 1 » بارى ، دروغگو حافظه ندارد . اما اين كه مشركان پرسيدند : « وَ مَا الرَّحْمنُ . . . » « 2 » ( رحمان چيست ) ، همانند سخن فرعون است كه گفت : « وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ » « 3 » ( پروردگار جهانيان چيست ؟ ) اين پرسش براى تمسخر جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه به عبادت اللَّه ، خداى واحد و بىشريك ، دعوت مىكرد . از اين روست كه آنان به جاى « مَن » ( چه كسى ) از « ما » ( چه چيزى ) استفاده كردند و گفتند : « أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا » « 4 » ؛ « آيا براى چيزى كه به ما فرمان مىدهى ، سجده كنيم ؟ » در اين عبارت اشارهاى به كذّاب يمامه وجود ندارد . ابو جعفر طبرى گويد : « برخى از كم خِردان پنداشتهاند كه عرب رحمان را نمىشناخت و اين واژه ، از زبان عرب نبوده است ، از اين رو مشركان در انكار اين نام ، به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفتند : « وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا » « 5 » . گويا آنان ( طرفدارانِ غير عربى بودنِ رحمان ) محال مىدانند كه مشركان آنچه را به صحت آن عالم بودند ، انكار كنند ؛ يا گويا اين آيهء كتاب خدا را تلاوت نكردهاند : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ » « 6 » . با وجود اين ، آنان حضرت را تكذيب كرده ، نبوت او را انكار كردند ؛ بنابراين آنان حقيقتى را ردّ مىكردند كه صحت آن نزدشان ثابت شده بود و به خوبى مىشناختند . براى برخى از افراد دوران جاهليت ، چنين سروده شده بود :
--> ( 1 ) . بنگريد به : سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 246 و 247 . ( 2 ) . فرقان ( 25 ) 60 . ( 3 ) . شعراء ( 26 ) 23 . ( 4 ) . فرقان ( 25 ) 60 . ( 5 ) . فرقان ( 25 ) 60 : « رحمان چيست ؟ آيا براى چيزى كه به ما فرمان مىدهى ، سجده كنيم ؟ » ( 6 ) . بقره ( 2 ) 146 : « كسانى كه كتاب به آنان داديم ، او ( محمد ) را همچون فرزندانشان ، مىشناسند . »